سایه صبا

959
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

من صبا شادور یک پرسپولیسی هستم که همیشه در تحریریه هم عاشق کل کل با سرویس ورزشی بودم و هم گوش سپردن به گزارش ها و مقاله های سیاسی در خاطرم مانده است.

صبا شادور: سرم داغ بود. برای ادای آدمای خاص و مهم رو در آوردن. وقتی میدون انقلاب رو به سمت فردوسی قدم زنون از کنار نرده های دانشگاه تهران راه می رفتم، خط به خط کتاب " نیمه غایب" حسین سناپور تو ذهنم نقش می بست.
تازه اگر خیلی به خودم مغرور می شدم، کتاب رو هم دستم می گرفتم و به یه کافه می رفتم تا با خوردن قهوه و خوندن اون کتاب برای هزارمین بار، به خودم یادآوری کنم که عشق یعنی همین وابستگی های دوره جوونی...
حس نوشتن، قدم زدن، کافه رفتن و ... این ها شده بود دلیل تا در کنار آدم بزرگا و با تجربه ها که همین مسیر رو طی کرده بودن، بدونم که راهم رو اشتباه نیومدم.
حالا فکر کن با این طرز تفکر یهو خودتو برسونی به یه تحریریه پر زرق و برق و پر از انرژی هایی که دوست داشتی.  تو دل خیابون مفتح شمالی .  مات و مبهوت که به وقت آموختن در کنار منصور ضابطیان و داور عزیز ( ابراهیم نبوی) و فرناز قاضی زاده و دیگر عزیزان در روزنامه حیات نو. ودنبال یاد گرفتن و اعتمادی که اساتید آن دوره برای داشتن اینکه قلم ت تازه تولد یافته بود. اگرچه پیش از این آمادگی نوشتن را از کلاس های فیلمنامه نویسی شروع کرده بودم. همان شب فیلمنامه هایی که خیابان سمیه تالار حافط را برایم تبدیل به یک خاطره فراموش نشدنی کرد.
می بینید همین الان هم از شوق نوشتن از این شاخه به شاخه می روم. به قول فیلم همیشه محبوبم(پری) _ به کارگردانی داریوش مهرجویی_ "نوشتن یه حال غریبی داره  ذهن رو متوجه کاری می کنی که ورای توئه..._
قرار بود بنویسم که از کجا شروع کرده ام و به کجا رسیدم.
حیات نو توقیف شد و سریال روزنامه هایی که من پایم را در آن ها گذاشتم و مدام خبر توقیفی اش را می شنیدیم تا سال ها تمامی نداشت. اما هیچ کدام از این دردسرها هرگز باعث نشد تا از ادامه این کار منصرف شوم‌.
من جزو کسانی بودم که اول وارد کار شدم و بعد دانشگاه رفتم. آن هم رشته مورد علاقه ام کارگردانی سینما
از این ور عشق نوشتن در صفحات روزنامه و از طرف دیگر تحصیل در رشته کارگردانی سینما؛
روزهای خوب جونی ام پر بود از علاقه هایم.
تا به امروز رویای داشتن  یک روزنامه با همکاری دوستان دل و جانم همچنان در وجودم فوران می کند اما تا حدوی  می دانم که دیگر فرصتی باقی نمانده است.
من صبا شادور بیشتر از هر سمتی حرفه ام خبرنگاری را دوست داشتم و ۱۶ سال سابقه فعالیت در این  عرصه را از سر گذراندم. من صبا شادور همچنان  عشق به نوشتن در صفحات روزنامه و صفحه بستن و امضا صفحه نهایی همچنان دغدغه شیرینم بوده و هست.
من صبا شادور یک پرسپولیسی هستم که همیشه در تحریریه هم عاشق کل کل با سرویس ورزشی بودم و هم گوش سپردن به گزارش ها و مقاله های سیاسی در خاطرم مانده است.
و در  آخر اگر بگویم که بیشتر خیابان های تهران را با تحریریه روزنامه ها می شناسم، بی راهه نگفته ام.
و همچنان نوشتن حال دلم را آنقدر خوب می کتد که از پا نخواهم نشست.
البته که شغل و حرفه ام هیچ وقت به من وفادار نماند و بدترین سختی های مالی را از کنار این شغل دهن پر کن تو خالی تجربه کردم.
اکنون در شهر آلانیا زندگی می کنم و با یادآوری خاطرات دهه دوم و سوم زندگیم، گاهی لبخند برلبانم می نشیند.
فعالیت هایم
منشی صحنه و نویسنده چندین برنامه تلویزیونی از جمله"نفس زمین"، "چارگوش"، "صدای باران"و ...
کارگردان و نویسنده فیلم کوتاه "بی تا"
سردبیر چند سایت خبری و روزنامه
علاقه مند به فوتبال و کشتی، کتاب، شعر و...
آغاز دلنوشته های بی پایان برای فروغ فرخزاد
و در پایان عاشق سینما